مغز و قلبم اصلا زمان خوبی رو برای ناراحت شدن انتخاب نکردند. نمیدونم شاید به خاطر این دوره مسخره پیاماس باشه یا هر چی. دیشب اکانت یکی از استادای دوره کارشناسی رو دیدم و بعدش یه سری از همکلاسیهایی که تو تموم این مدت فراموش کرده بودم. اما خب مغزم تصمیم گرفت که باید ناراحت بشه و این وضعیت تا در روز جاری هم ادامه پیدا کرد. کنار اینها رفتن از تهران هم بی تاثیر نیست. برای زمان آینده عصر بلیط گرفتم و حالا هم باید بشینم کم کم وسایلم رو جمع کنم.
برچسب:
نویسنده: dailylifenote